تبلیغات
پنجره ی انتظار - نماز ظهر عاشورا
 
پنجره ی انتظار
من انتظار می کشم، شاید فردا روزی باشد که تو می آیی!

«ابوثمامه عمر و بن عبدالله صائدی»

چون قتل پی در پی یاران را دید، 

به حسین علیه السلام عرض کرد:

یاابا عبدالله فدایت شوم!

این لشکر به تو نزدیک شده اند،

. . .



«ابوثمامه عمر و بن عبدالله صائدی» چون قتل پی در پی یاران را دید،

به حسین علیه السلام عرض کرد: یاابا عبدالله فدایت شوم!

این لشکر به تو نزدیک شده اند، اما تا ما کشته نشویم تو را نکشند،

من دوست دارم و اگر خدا بخواهد نماز را که اینک وقت آن رسیده است برپای دارم و آن گاه نزد خدا روم!

حسین علیه السلام فرمود: نماز را یادآور شدی،

خدا تو را از نمازگزاران قرار دهد، آری اول وقت است.

از اینان بخواهید از ما دست بردارند تا نماز بخوانیم. 

چون این پیام به دشمن رسید، حصین بن تمیم گفت: نماز شما قبول نیست

حبیب بن مظاهر پاسخ داد: به گمان تو نماز خاندان پیامبر قبول نیست؟

ولی نماز میخواره ای چون تو قبول است؟

(حصین بر حبیب حمله كرد حبیب نیز مانند شیر بر او تاخت و شمشیر بر او فرود آورد

و بر صورت اسب او واقع شد حصین از روی اسب بر زمین افتاد

پس اصحاب آن ملعون جلدی كردند و او را از چنگ حبیب ربودند

پس حبیب رجز خواند و بالجمله قتال سختی نمود تا آنكه به روایتی شصت و دو تن را به خاك هلاك انداخت،

پس مردی از بنی تمیم كه او را بدیل بن صریم می گفتند

بر آن جناب حمله كرد

و شمشیر بر سر مباركش زد

و شخصی دیگر از بنی تمیم نیز بر آن بزرگوار زد كه او را بر زمین افكند

حبیب خواست تا برخیزد كه حصین بن تمیم شمشیر بر سر او زد كه او را از كار انداخت

پس آن مرد تمیمی فرود‌آمد

و سر مباركش را از تن جدا كرد،

حصین گفت كه من شریك توام در قتل او سر را به من بده تا به گردن اسب خود آویزم

و جولان دهم تا مردم بدانند كه من در قتل او شركت كرده‌ام

آنگاه بگیر آنرا و ببر به نزد عبیدالله بن زیاد برای اخذ جایزه،

پس سر حبیب را گرفت و به گردن اسب خویش آویخت

و در لشكر جولانی داد و به او رد كرد.)

امام علیه السلام به زهیربن قین و سعید بن عبدالله حنفی دستور داد،

از هجوم دشمن پیشگیری کنند،

سپس آن حضرت نماز ظهر را با نیمی از یارانش به پاداشت.

و چون در محاصره دشمن بود نماز خوف (نماز ویژه زمان جنگ) بجا آورد.

گفته اند سعیدبن عبدالله حنفی، جلوی حسین علیه السلام ایستاد

و خود را هدف تیرهای دشمن قرار داد

او پیوسته از امام نگاهبانی می کرد

به گونه ای که حسین علیه السلام به هر سو که می گردید

او پیش رویش خویشتن را سپر می ساخت

تا هنگامی که بر اثر تیرهای بسیار توانش را از دست داد

و بر زمین افتاد و در این حال 

می گفت:

پروردگارا!

لعنت عاد و ثمود را بر آنها بفرست

و پیامبرت را از جانب من سلام برسان

و آنچه از درد و زخم را که به من رسیده است،

به او ابلاغ کن،

که من در یاری فرزند دختر پیامبرت تنها پاداش تو را خواهانم.

سپس جان به جان آفرین تسلیم کرد،

در حالی که بجز زخم نیزه و شمشیر سیزده زخم تیر بر تن داشت. 

(مقتل الشمس. ص217– 218)





نوع مطلب : مناسبتی، 
برچسب ها : نماز ظهر عاشورا، كربلا، عاشورا، نماز، امام حسین ع، ابوثمامه عمر و بن عبدالله صائدی، حبیب بن مظاهر،
پنجشنبه 21 آذر 1392 :: نویسنده : Zahra Tajik


درباره وبلاگ

این وبلاگ را هدیه می کنم به
آقا امام زمان (عج)
باشد که ایشان نیم نگاهی به
پنجره ی انتظارمان داشته باشند!

اللهم العجل لولیک الفرج
اللهم العجل لولیک الفرج
اللهم العجل لولیک الفرج

مدیر وبلاگ : Zahra Tajik


نوای مهدوی
خبرنامه







ذکر روز
دانشنامه مهدوی
پیوندها
نویسنده
نظرسنجی
نظر شما راجع به این وبلاگ چیست؟










جستجو



آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :